جوجه اردک زشت - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:55
داستان جوجه اردک زشت پسرم دقیقا مصداق توست تو مثل بچه قویی هستی که در خانوادده ایی که توانایی درک توانمندی خای تو رو ندارن پا به دنیا گذاشته ای الان که ۱۸ ماهه هستی شبا میری با لباس زیر پشت بوم میخوابی ما نمیتونیم حتی با لباسای گرمم پیشت بخوابیم و همش سرما میخوریم روزی ۸ پاکت شیر میخوری که ما تز تعج...
شروع دوره ای به نام پیری - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:55
پسرم سالها به این فکر میکردم که ایا پدرم اتفاقی که در چهره و وجودش میافتد را حس نمیکند واما روزها گذشت و این حس در من نمایان شد و میخواهم احساسی رو که از شروع پیری در وجودم داشتم را برایت بنویسم تا همیشه احساس من را در این روزها را بدانی وقتی به خودم نگاه میکنم موهایم دردحال کم شدن و سفید شدن و پوست...
انسانیت و پارسایی تو در هر دوره ای از زندگی تغییر می یابد - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:55
پسرم دنیا چیز عجیبیست پارساییی در هر مرحله از ان تعریفی متفاوت دارد وقتی کودکی و فوتبال یا هر بازی که میکنی از دغل و کلک می پرهیزی پارسایی توست وقتی بزرگتر و قوی تر میشوی و از ازار کوچکتر و ضعیف تر از خودت میپرهیزی و در مرحله ی جوانی وقتی عاشق میشوی و عاشقت میشوند از نامردی در حق ناموس و شرافت دیگرا...
همه سلولهایت برای بهترین شدن با توهمراهند پس بهترین باش تا در وجودت بمانند - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 22:55
سلامتی واژه ای عجیب است که به دروغ تفسیر میشود راز سلامتی اجازه اجرای الگوریتمی است که در تک تک سلول های وجودت جاریست و ان رو به بهتر شدن است انسان زمانی تشکیل شد که مجموعه ای از سلول ها برای رشد بهتر و تغییر بهتر جهان پیرامون هم متحد شدند و رهبری ان را به تو سپردند واگر تو جلوی انها را از بهبود بگی...
یک سال از تبعید به زمین پارسا جان گذشت تولد مبارک پسر خوبم - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
امروز 6 بهمن یک سال از امدنت به زمین گذشت وما خوشحال تر از گذشته ایم بزرگترین تغییرات بعد امدن تو در زندگی من ایجاد شد و میتونم بگم منم همراه تو دوباره متولد شدم دقیقا عین یه سلول که وقتی تقسیم میشه به همراه چیزی که از اون به وجود اومده متولد میشه و من همراه تو دوباره متولد شدم و شاید تنها پدری در د
تولد یک سالگی پارسا و تولد آرزوهای جدید ما برای پارسا - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
عزیز دلم امروز یک ساله شد. یییییییک سال زمان کمیه اما چیزهای زیادی رو برای تو از بار اول دراورد. دیگه بار اولت نیست که بهار و سال نو رو میبینی همینطور که زندگیت به پیش میره بار اولیهای زیادی سپری میشن و بار اولیهای جدیدی پیش روت قرار میگیرن و نوید اینو میدن که بری به دنبال آرزوهات. پسرم تا وقتی دنبا
ازادی چیزیست که قابل معاوضه با هیچ چیز نیست و تو توان حفظش را داری - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
به دست خویشتن اهن تفته کردن خمیر به از دست بر سینه پیش امیر پسرم در ایام کودکی این شعر از سعدی رو خوندم و الان در این ایام با اعماق وجودم حسش میکنم ومن توصیم به تو به عنوان یک پدر این است با هر چیزی که ازادیت را محدود کند و تو رو بنده شخص یا هر سازمانی نماید دوری کن و هر بهایی رو برای ازادیت بپرداز ...
پاهایت هنوز در مقابل حمل انسان نیرومندی چون تو مقاومت میکنند - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
پسرم امروز شما 13 ماهه دو هفته هستی و خبری از راه رفتن کاملت نیست و تنها چند گام لرزان برمیداری شاید بتوان گفت تنها چیزی که در ان معمولی هستی راه رفتن باشد وایکار تو منو یاد داستان شاهنامه در مورد رستم میندازه مدت ها طول کشید تا اسبی رو بیابند که توان حمل رستم شاهنامه رو داشته باشه و الان حال روز پا
راه رفتن پارسا جونم - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
پارسای عزیزم بالاخره 29 اسفند 95 راه افتاد و قدمای مستقلشو برداشت. 13 ماهو 22 روزه.حالا دیگه تمایلی به چهاردست و پا راه رفتن نداره و خودش از زمین بلند میشه و راه میفته خیلی بامزه تلو تلو خوران چون هنوز نمیتونه کامل تعادلشو حفظ کنه. اصوات رو تقلید و کلمات رو ادام میکنه. وقتی جودا و اکبرو پخش میکنه قب
امیدوارم تک تک چیزهایی که در وجودت هست را مثل پاهایت که کشف کردی برای راه رفتن است کشف کنی - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
پسرم زمان به سرعت در حال گذر است و تو در وجودت استعداد های فراوانی داری امیدوارم قبل از اینکه دیر بشه وجدانت و انسانیت رو در وجود خود پیدا کنی و بدانی که انها نیز همچون پاهایت کاربردی ایده ال دارند همان طور که پاهایت تو رو به اوج بردند و دستانت را از گرفتاری دست و پا راه رفتن رهانیدند بدان وقتی انسا
درسم از نحوه باز کردن توسط پارسا - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
امروز پسرم تو وقتی به سمت دستگیره در رفتی چند بار نا امیدانه دستگیره در را پایین کشیدی ولی در باز نشد چون فک میکردی توسط کلید قفل شده است و از من کمک خواستی من الکی به کلید دست زدم و تو با فکر اینکه در باز است با چنان قدرتی دستگیره رو پایین کشیدی که در فورا باز شد ومن از اینکار تو نتیجه گرفتم برای ب
درسم از نحوه باز کردن در توسط پارسا - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
امروز پسرم تو وقتی به سمت دستگیره در رفتی چند بار نا امیدانه دستگیره در را پایین کشیدی ولی در باز نشد چون فک میکردی توسط کلید قفل شده است و از من کمک خواستی من الکی به کلید دست زدم و تو با فکر اینکه در باز است با چنان قدرتی دستگیره رو پایین کشیدی که در فورا باز شد ومن از اینکار تو نتیجه گرفتم برای ب
اولین عکس العمل های پارسا به زبان انگلیسی - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
پارسای عزیزم یک سال 3 ماهه که باهات انگلیسی صحبت میکنم و تو تو 14 ماه و 3 هفته اولین عکس العملهای واقعی رو نشونم دادی یعنی درست بعد از یک هفته مریضی سخت. پارسای من اولین حرف زدنای نی نی گونشو از 4 ماهگی شروع کرد و اولین کلمشو تو 6 ماهگی گفت بابا و بعد مامان و بعد جیزاز همون اول تو خونه میگردوندمت و
سوار بر سرنوشت - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:15
پسرم انچه که من از این روزهای زندگی خودم یاد گرفتم این بود که نه سرنوشت و نه خواست خود ادم مطلق نیستند و انسانی پیروز است که با کمترین انرژی و با استفاده از بادهای سرنوشت کشتی زندگی خود را هدایت کند هیچ گاه سعی نکن با سرنوشتت مبارزه کنی ولی سعی کن با کمک اتفاقات بیشترین تغییر را در ان انجام دهی و ا